Saturday, May 13, 2017

وقتی روشهای قدیمی تربیت مدنی برای جوانان جالب نیست!



*این مطلب اولین ترجمه منتشر شده رسمی‌ام بود که در سال دوم دبیرستان به چاپ رسید. یادم می‌آید آن روز صبح کلاس ادبیات با آقای مهدوی داشتیم - یکی از بهترین معلم‌هایی که تا به حال داشتم - و از من خواست برم جلوی کلاس توضیحاتی بدم. دوشنبه‌ها ورزش داشتیم، زنگ آخر، می‌رفتیم یک زمین فوتبال، گرم بازی فوتبال شدن همانا و از بین رفتن هیجان چاپ این مقاله همانا.      

----
وقتی روشهای قدیمی تربیت مدنی برای نوجوانان جالب نیست!

هری بویت
برگردان: محمدزهیر باقری نوع‌پرست



خدمات اجتماعی غالبا به عنوان راه حلی برای رفع بی‌تفاوتی سیاسی مردم مطرح می‌شود اما در واقع، این راه حل برای تامین هنر مشارکت در زندگی همگانی، به نحو ناچیزی موثر است. برای برانگیختن دوباره دانش‌آموزان برای مشارکت در مسائل همگانی لازم است به تعریف مجدد سیاست بپردازیم بطوری که علاوه بر فعالیت‌های انتخاباتی، شامل مشارکت پیوسته در حل مشکلات همگانی بشود. این مستلزم یک چهارچوب مفهومی است که میان زندگی همگانی و زندگی خصوصی فرق بگذارد. همچنین، این امر مستلزم اتخاذ یک راهبرد تربیتی است که طراحی و نظارت بر طرحهای مربوط به حل مسئله را به دست جوانان بسپارد.

در واقع، امروزه جوانان دارای مجموعه پیچیده‌یی از نگرش‌ها نسبت به جهانند. تحقیقات نشان می‌دهد که این جوانان، بیش از آنکه بی‌تفاوت باشند، نسبت به فعالیت نداشتن بزرگسالان در غلبه بر مشکلات اجتماعی خشمگینند. جوانان، امروزه از اعتراض کردن به سبک دهه 60 خسته و دلزده‌اند و نسبت به اینکه چه کاری می‌توان انجام داد مطمئن نیستند. اما همین قدر معلوم است که سفارش و نصیحت به جوانان در باب اینکه شهروندان خوبی باشند (روش نسل‌های پیشین در تربیت مدنی) دیگر برای جوانان در زمینه اجتماع و سیاست جالب نیست.

برخی از صاحبنظران «خدمات اجتماعی» را برای حل این معما پیشنهاد کرده‌اند. حامیان این نظر ادعا می‌کنند که خدمات اجتماعی موجب می‌شود که نسلی متکی به خویشتن برای شهروندی به ظهور رسد. بنابراین به عنوان مثال کسانی اظهار کرده‌اند «اگر تعهد نسبت به خدمات اجتماعی از اوایل کودکی آغاز شود و تا بزرگسالی ادامه یابد، شهروندی همراه با مشارکت، به صورت عاداتی در درون فرد، خانواده و روابط اجتماعی در خواهد آمد و در مشارکتهای سیاسی محلی آشکار خواهد شد و شخص جامعه و ملت را حفظ خواهد کرد».

خدمات اجتماعی اساسا مربوط به انواع مختلفی از کوشش‌های داوطلبانه فردی است، از کار کردن در فروشگاههای مواد غذایی و تامین مسکن برای بی‌خانمان‌ها گرفته تا کمک به مراکز پرستاری یا بیمارستانی و یا مشارکت در طرحهای مربیگری و گروههای سوادآموزی به علاوه، تعبیر «خدمات اجتماعی» گاه شامل فعالیت‌هایی است در رابطه با بی‌خانمانی و عرضه اطلاعات درباره وضعیت مصرف مواد مخدر.

اشتغال داشتن به خدمات اجتماعی می‌تواند نتایج تربیتی مطلوبی داشته باشد: ارتباط با سایر فرهنگها، یادگیری تجربی، رشد شخصی. اما خدمات اجتماعی، نقش چشمگیری برای مرتبط کردن اشتغالهای روزمره دانش آموزان با جریان سیاسی ایفا نمی‌کند. همچنین، در برنامه‌های خدمات اجتماعی، در این جهت تلاشی نمی‌کنند که مهارت‌های سیاسی مورد نیاز برای فعالیت‌ موثر در حل مسائل اجتماعی را آموزش دهند: داوری همگانی، تمرین جمعی در زمینه یادگیری توانایی حل تعارض‌ها، مذاکره و هدایت آن به سمت اهداف مطلوب و خود و دیگران را مسئول دانستن.

بزرگسالان، اغلب خدمات اجتماعی را به منزله نوسازی و تجدید سنت سیاسی جمع‌گرایی شهری می‌دانند که در آن شهروندان یاد می‌گیرند که خودخواهی‌های خویش را کنار بگذارند و توجه نوع دوستانه به دیگران نشان دهند. برای نوجوانان آمریکایی که در فرهنگی شکل گرفته‌اند که سبک زندگی ثروتمندان و مشاهیر را بزرگ جلوه می‌دهند و به ارزشهای مشارکت آزاد اهمیت می‌دهند، این زمینه وجود دارد که از خودخواهی‌ها که در بهترین شکل خود هم غیراصیل به نظر می‌رسند چشم‌پوشی ‌کنند. در عوض نوجوانان این خدمات را به عنوان چیزی می‌بینند که نیازهای آنها را از جهت جنبه‌های شخصی و احساس عضویت در اجتماع پاسخ می‌گوید.

کسانی هم هستند که معمولا مسائل مربوط به خط مشی جامعه را مورد توجه قرار نمی‌دهند و خدمات را به منزله جانشینی برای سیاست در نظر می‌گیرند. یک زن جوان در دانشکده کارولینای شمالی که در یک برنامه موفقیت آمیز مشاوره یی برای دختران جوان باردار شرکت داشت، چنین گفت «من خدمات اجتماعی را به خاطر خودم انجام می‌دهم. نکته مورد نظر من صرفا این است که این کار را دوست دارم. من نمی‌توانم جهان را نجاب بدهم.» در مدارس که یادگیری، خشک و بی‌ربط است، تجربه خدمات اجتماعی، احساس مفید بودن و ارتباط داشتن با زندگی را به وجود می‌آورد. یک دانش آموز جوان از اوهایو که با کودکان عقب افتاده، داوطلبانه کار می‌کند، می‌گوید «من دوست دارم ببینم که مردم از آنچه من برای آنها انجام می‌دهم بهره‌مند می‌شوند. من خودم را هنگامی بیشتر دوست دارم که می‌توانم به آنها کمک کنم».

از دیدگاه تربیت مدنی، ضعف خدمات اجتماعی در محدودیت مفهومی آن است. خدمات، فاقد واژگانی است که بتواند توجه فرد را به اجتماعات عمومی و محلی معطوف دارد.

بیشتر برنامه‌های خدمات اجتماعی، دربرگیرنده یادگیری اندکی هستند درباره ابعاد اساسی و خط مشی مسائیلی که دانش‌آموزان از طریق تلاش‌های شخص به انجام می‌رسانند.

داوطلبان به ندرت امکاناتی را در اختیار دارند که بتوانند درباره پویایی‌های پیچیده قدرت، نژاد و طبقه فکر کنند و اینها مسائیلی است که هنگامی قابل طرح است که جوانان طبقه متوسط می‌روند تا در مناطق کم درآمد خدماتی را عرضه کنند. نکته جالب‌تر این است که خدمات اجتماعی، بدون داشتن چارچوبی مهفومی که میان زندگی شخصی و دنیای همگانی تفاوت بگذارد، از «گفتمان درمانی» استفاده می‌کند که در حال حاضر در جامعه گسترش یافته است. از مناظره‌های تلویزیونی تا کمیته‌های انتخاباتی مفاهیم عمومی مانند مسئولیت، احترام به مشارکت‌های عمومی، ملاحظه علایق مختلف و دیدگاههای مختلف، جای خود را به مباحث مربوط به تحول خویشتن داده است. بنابراین، حتی برنامه‌های ماهرانه خدمات اجتماعی که برای دانش‌آموزان دبیرستانی طراحی شده است، رشد شخصی را که به عنوان محور اصلی خودشان در نظر می‌گیرند. اهداف تربیتی مشتمل است بر عزت نفس، احساس رشد شخصی، فهم خویشتن، استقلال، اعتقاد شخصی به توانایی بر ایجاد تغییر در محیط، آگاهی از ارزشهای شخصی خود، پذیرا بودن نسبت به تجربیات جدید، توانایی بر ایستادگی در قبال وظایف دشوار و اکتشاف نقش‌های ناشناخته و جدید. اما از این مجموعه، «سیاست» غایب است.

اگر بخواهیم نوجوانان را از نو با مسئله شهروندی مواجه کنیم، به این نحو که شهروندی را به عنوان ایفای نقشی پیوسته در اموز عمومی در نظر بگیریم، در این صورت لازم است که طریقه دیگری برای آموزش سیاست انتخاب کنیم. بنابراین، از یک جهت، این دیدگاه حاکی از اصلاح تعریف‌های قدیمی است. کلمه «سیاست» از واژه یونانی Politikos به معنای «مربوط به شهروند» نشات می‌یابد. سیاست شهروند-محور، مفهوم «قلمرو عمومی» را از نو می‌آفریند، به عنوان چیزی که متفاوت با زندگی خصوصی است و در آن گروههای مختلف یاد می‌گیرند که با همدیگر به نحو موثر کار کنند تا مشکلات عمومی را حل کنند، خواه شخصا همدیگر را دوست داشته باشند یا خیر. کار همگانی برای این که معنی داشته باشد مستلزم آن است که تجربه‌یی نسبت به قدرت صورت پذیرد که تنها می‌تواند از عمل خودگردان حاصل شود.

طرح تحقیقاتی «زندگی همگانی» انجمن هامفری درباره امور همگانی که در داشنگاه مینه‌سوتا اجرا شده است، این نتیجه را به دست می‌دهد که نوجوانان و همچنین کودکان دانش آموز، علاقه شدیدی به «سیاست معطوف به حل مسئله» دارند که در آن، خود آنها عاملان اصلی باشند. برنامه «موفقیت همگانی» که بخشی از طرح تحقیقاتی مذکور است، مبتنی بر تربیتی است که به جوانان اجازه می‌دهد تا علایق خود را مشخص کنند و طرحهای خود را در زمینه محیط‌های همگانی، طراحی و مدیریت کنند و در ضمن آن می‌آموزند که چگونه در موقعیت‌های مختلف به نحو سازنده‌یی کار می‌کنند.

فرآیندی که به نوجوانان اجازه می‌ده که وقایعی را طراحی کنند، به زندگی خود آنها مربوط است و توانایی‌های خود آنها را منعکس می‌سازد. به عنوان مثال، در مدرسه کاتولیک، یک گروه کار از دانش‌آموزان کلاسهای چهارم تا هشتم تشکیل شد تا فعالیت‌هایی را برای یک مراسم عمومی برنامه ریزی کنند. دانش‌آموزان هر کلاس در طرحهایی شرکت کردند که در آنها اصول مورد نظر را در مورد زندگی خود به کار گرفته بودند، اصولی مانند حل غیرخشونت آمیز تعارض‌ها و خودداری از حسادت.

جف مائور معلمی که در یک مدرسه کاتولیک دیگر که در طرح شرکت داشت گفت «من احترام خاصی برای دانش آموزانم قایلم، به این صورت که مراقب آنها هستم تا مسائل را تشخیص دهند و راهبردهایی را برای مواجه شدن با مسائل مذکور و ارزشیابی پیشرفت خودشان انجام دهند».

لقلقه زبانی «ارتباط داشتن و توجه به جامعه» نوشداروی مناسبی برای تربیت  اصلاح بدبینی جوانان امروزه نسبت به سیاست نیست. به علاوه، ویژگی بارز جزئی نگری در بیشتر انواع خدمات اجتماعی، فرصت ناچیزی برای یادگیری سیاسی به جای می‌گذارد. همچنان که نسل حاضر از لحاظ سیاسی وضعیت خویش را تعیین می‌کند، تاکید اصلی خود را بر یافتن پاسخ‌های عملی برای مشکلات ملت متمرکز خواهد کرد. تدریس مهارتها و مفاهیم این نوع از حل مسئله، مستلزم تربیت همگانی گسترده تری خواهد بود.







زیست انگل‌گون نسبی‌گرایی بر گرده‌ی شک‌گرایی

در معرفت‌شناسی، مطلق‌گرا بر این باور است که می‌توان از معرفت عینی نسبت به پدیده‌ها سخن گفت چرا که برای آنچه که می‌دانیم می‌توانیم توجیه...