Sunday, October 16, 2016

سوزان هک: نقدهای یک فمینیست به معرفت‌شناسی فمینیستی


سوزان هک، فیلسوف فمینیست، خود از مخالفان معرفت‌شناسی فمینیستی است و مقاله معروف او در مخالفت با این نوع معرفت‌شناسی «تاملات معرفت‌شناختی یک فمینیست پیر» نام دارد. یکی از دلایل مخالفت او با این ادعای رایج در معرفت‌شناسی فمینیستی است که گروههای حاشیه‌ای به خاطر جایگاهشان بیشتر می‌دانند. هک می‌گوید همه زنان چنین جایگاهی ندارند و علاوه بر این نگاه کردن به زنان به عنوان یک طبقه نادرست است. او همچنین ارجاع به کارل مارکس در بحث‌های معرفت‌شناختی را فاقد ارزش می‌داند.

هک به توماس کوهن اشاره می‌کند. کوهن با بررسی تاریخ علم مدعی بود که افراد حاشیه‌ای در علم گاه پیش قراول انقلاب‌های علمی هستند، ولی در اینگونه موارد منظور از حاشیه‌ای تحت ستم بودن نیست بلکه بیشتر به معنای ناهمخوان بودن با جریان اصلی یا ضدسیستم است. دیدگاه توماس کوهن خود در فلسفه علم حاشیه‌ای بود، دیدگاهی که بعدها به یکی از مهم‌ترین دیدگاهها در فلسفه و تاریخ علم تبدیل شد، ولی او مردی سفید پوست و طبقه متوسط بود که از مزایای بسیار زیادی برخوردار بود.  

هک همچنین برخی از فمینیست‌ها را متهم می‌کند که از عدم تعین شواهد سواستفاده می‌کنند و از آن به نفع معرفت‌شناسی فمینیستی بهره می‌برند. او بین دو مفهوم عدم تعین شواهد تمایز قائل می‌شود. یکی این است که ما شواهد کافی نداریم بنابراین می‌توانیم با اهداف سیاسی خود آن نظریه یا فرضیه را به نفع خود به پایان برسانیم، و این همان کاری است که سیستم مردسالارانه انجام می‌دهد. و معنای دوم این است که وقتی شواهد کافی نداریم دانشمند این توانایی را دارد که به نتیجه‌ای برسد ولی رویکردش به نتایج خود باید با ذهنی باز باشد و انتقاذپذیری خود را حفظ کند. از آنجایی که دانشمندان نیز مانند دیگر انسان‌ها تعصب دارند و ایده آل این است که دانشمندان از تعصب رها شوند، یا این کار را می‌توان با گردآوردی افرادی از طبقات، جنسیت و نژادهای مفتوت انجام داد تا تعصب‌ها مشخص شوند، یا اینکه از هر فرد بخواهیم از تعصبات خود رها باشد! ولی این خیلی متفاوت است با این که بگوییم دانشمندان به هر حال تعصب دارند، پس بیایید به جای تعصب‌های مردسالارانه تعصب‌های فمینیستی داشته باشیم.

هک همچنین معرفت‌شناسی فمینیستی را متهم می‌کند که از «هست» به «باید» می‌رسند، یعنی آنها می‌گویند نتایج علمی باید با ارزش‌های فمینیستی همخوان باشد، مانند افرادی که در جامعه ما بر این باورند که علم باید با ارزش‌های اسلامی همخوان باشد. مثلا  هک مدعی است که فمینیست‌های مورد نقد هک می‌گویند که فلان چیز سکسیت است بنابراین نباید واقعیت داشته باشد.

هک دو نگاه افراطی به علم را شناسایی می‌کند، یکی نگاهی رمانتیک است که مدعی است علم به عینیت مطلق می‌انجامد و دیگری نگرشی بدبینانه که مدعی است علم هیچ عینیتی ندارد. هک خود را مخالف هر دو نگرش می‌داند و با برشماردن جامعه‌شناسی معرفت در دسته دوم می‌گوید جامعه‌شناسی معرفت نمی‌تواند تعیین کند چه شواهدی چه نظریه‌ای را تایید می‌کند.


هک به رویکردهای ایدئولوژیک به علم در شوروی (اینجا) و آلمان نازی (اینجا) اشاره می‌کند که در آن زمان سعی شد ارزش‌های بخصوصی به علم تحمیل شود و به شواهد توجهی نشان داده نشد. هک با تشبیه معرفت‌شناسی فمینیستی به پروژه‌های ایدئولوژیک علمی در آلمان نازی و شوروی  عنوان می‌کند که این رویکرد به فمینیسم با هدف سیاسی صورت می‌گیرد و قرار است به فمینیست‌های سفیدپوست طبقه متوسط خدمتی کند، چرا که این گروه فمینیست‌هایی هستند که در دانشگاههای غربی هستند و به بحث در مورد معرفت شناسی فمینیستی می‌پردازند. (برای مقایسه این بخش به نقد پاتریشیا هیل کالینز به نهاد علم نگاه کنید)

نقد و بررسی کتاب «مکتب تفکیک» نوشته محمدرضا حکیمی

اگر فردی بخواهد به فهمی از کتاب مقدس دینی که چندین سده پیش نگاشته شده دست پیدا کند، چه باید بکند؟ باید آن را بخواند. اگر فردی بخواهد به...