Tuesday, July 28, 2015

احساسات جمعی و توتالیتاریسم

احساسات جمعی و توتالیتاریسم


احساسات جمعی از جمله مفاهیمی است که به کرات از آن استفاده می شود. چگونه میتوانیم از مفهوم «احاساست جمعی» به شکلی معنادار استفاده کنیم؟ هنگامی که به احساسات جمعی اشاره میکنیم ممکن است منظورمان مجموع احساساتی باشد که اعضای یک جمع هر یک به صورت جداگانه دارند. ولی گاهی از اصطلاح «احساسات جمعی» به شکلی استفاده می شود که گویی که سوژه مد نظر ما یک گروه از اشخاص است و این سوژه جمعی خود دارای احساسات است.

هر یک از ما به صورت جداگانه ای دارای احساس هستیم. شرط لازم برای اینکه هر یک از ما دارای احساس باشیم، این است که بدن  و هشیاری داشته باشیم. بدن در آن واحد هم حاوی احساسات ما است و هم وسیله‌ای برای ابراز آنها. گروه‌ها و جمع‌ها نه بدن دارند و نه آگاهی، بنابراین اگر بخواهیم از احساسات جمعی به معنایی به غیر از مجموع احساسات تک تک افراد آن جمع سخن بگوییم، باید مفهومی متافیزیکی ضرب کنیم. سوژه جمعی، به عنوان یک مفهوم متافیزیکی می‌تواند به ما کمک کند احساسات جمعی را تبیین کنیم. ولی سوژه جمعی دارای بدن نیست که بخواهد احساسی داشته باشد، و نمی‌توان برای سوژه‌ای که بدن ندارد احساس تعریف کرد. بنابراین اصطلاح سوژه جمعی همانند احاساست جمعی صرفا در حالت استعاری قابل فهم هستند. «گروهی از انسان‌ها» نمی تواند ابراز احساسات کند.

ابراز احساسات همیشه ابراز احساسات به چیزی است. به عنوان مثال یک شخص به شخصی دیگر، پدیده ای، یا شی‌ای ابراز احساسات می‌کند. هنگامی که عنوان می‌کنیم که یک گروه یا جمع دارای احساسات است، اگر منظورمان این باشد که اعضای این گروه هر یک دارای احساسی هستند که به شخصی یا چیزی معطوف شده است، مشکلی وجود ندارد. ولی اگر منظورمان این باشد که این گروه به عنوان یک کل واحد دارای احساسی است که به شخصی یا چیزی معطوف شده است این سخن قابل فهم نیست (مگر در حالت استعاری).

هر یک از ما احساسات خود را از درون خود حس میکنیم و نسبت به آن آگاه هستیم، ولی مشخص نیست یک جمع یا گروه چگونه میتواند به مانند یک سوژه احساسی را درون خود حس کند یا نسبت به آن آگاهی کسب کند. احساسات برای سوژه‌ی دارای احساس معنادار هستند، و از آنجایی که احساس داشتن همیشه احساس نسبت به چیزی است، بنابراین احساسات حاوی قضاوت در مورد پدیده‌ای هستند. اگر سوژه را به صورت جمعی به کار ببریم نمی توان از معنادار بودن احساس جمعی برای آن سوژه سخن گفت یا اینکه آن سوژه را دارای قضاوت نسبت به پدیده‌ها دانست.

اغلب می شنویم که از احساس گناه، عذاب وجدان، آزردگی و دیگر احساسات گروهی سخن گفته میشود یا از ضرورت شکل گیری چنین احساسات جمعی‌ای سخن گفته می شود. «مردم مقصر هستند»، «مردم خطا کردند»، «مردم احمق هستند»، «مردم خیانت کردند»، «مردم نگران هستند»، «مردم دلواپس هستند»، «مردم بی سلیقه هستند» و غیره.  آیا یک گروه یا جمع می تواند دارای عذاب وجدان یا احساس گناه باشد؟ همانطور که گفته شد برای داشتن این گونه احساسات داشتن بدن لازم است، و سخن گفتن از گروه یا جمع به عنوان سوژه جمعی تنها به صورت استعاری معنادار است. سوژه جمعی بدن ندارد، چگونه ممکن است سوژه ای بدون بدن دچار عذاب وجدان شود یا به احساس گناه مبتلا شود؟


نادیده گرفتن احساسات فردی، و خلق موجودی خیالی تحت عنوان «سوژه جمعی» و نسبت دادن احساسات به آن، کاربرد سیاسی دارد. میتوان از چنین مفهومی برای مقاصد سیاسی - مانند آنچه که در نظام های سیاسی توتالیتار رخ می دهد یا توسط روشنفکران آزادی ستیز عنوان می شود -  بهره گرفت. نادیده گرفتن فردیت افراد و احساسات آنها و مواخذه، تحقیر یا تشویق جمع به خاطر بروز یا عدم بروز یک احساس مشخص، و توانایی نسب دادن یا طلب کردن احساسی به خصوص از اعضای یک گروه یا جامعه از جمله کارکردهای سیاسی مفهوم «احساسات جمعی» هستند. 

منبع
Connor, Steven. "Collective Emotions: Reasons to Feel Doubtful."

پست آخر.

اوراق شعر ما را بگذار تا بسوزند لب های باز ما را بگذار تا بدوزند بگذار خون ببارد از روی سینه ما روزی شکفته گردد گلهای کينه ما