Friday, May 29, 2015

نقش شهود در فلسفه


در زندگی روزمره، برای اتخاذ برخی مواضع یا انجام کاری نیازی به فکر کردن، استدلال کردن، یا بررسی جوانب امر نداریم. به عنوان مثال «نادرست بودن شکنجه کودکان» یا «چهارضلعی بودن مربع» به واسطه مواجهه ما با این گزاره ها صدق خود را نشان می دهند. چنین قضاوت هایی که صرفا با مواجهه گزاره های بیان کننده آنها ارزش صدق یا کذب آنها برای ما مسلم است شهود intuition خوانده می شوند. چنین گزاره هایی نیازی به توجیه ندارند و در عین حال می توان با اطمینان خاطر و یقین بر آنها تکیه کرد. در بسیاری از بحث های فلسفی از قضاوت های شهودی به عنوان شواهدevidence  قابل اتکا استفاده می شود. دلیل استفاده از شهود این است که باعث میشود فیلسوف ها با واقعیت های روزمره در زندگی و فهم مشترک بین انسان ها در ارتباط باشند و آنها را در فرآیند فکری خود دخیل کنند. استفاده از شهود از زمان سقراط در فلسفه مطرح بوده و در فلسفه تحلیلی از زمان فرگه مورد توجه بوده است. برای برخی از فیلسوف ها شهود حالتی ذهنی است که به نظر ضرورتا صحیح می آید.

استفاده فیلسوف ها از شهود اخیرا با نقدهایی مواجه شده است. یکی از مشکلات اصلی این است که برخی از شهودهایی که فیلسوف ها به آنها ارجاع می دهند به اندازه کافی «شهودی» نیستند که بتوانیم از آنها به عنوان شواهد قابل اتکا استفاده کنیم. برخی از فیلسوف ها مانند تیموتی ویلیامسون نحوه استفاده از شهود در فلسفه را به نوعی رسوایی تعبیر کرده اند و خواهان تغییراتی در به کار گیری شهود در فلسفه شده اند. از نظر ویلیامسون، رویکرد موجود به شهود به روانشناختی گرایی شواهد در فلسفه می انجامد. گروه دیگری از فیلسوف ها استفاده رایج و متداول از شهود را به حق می دانند چرا که از نظر آنها شهود تنها راه دسترسی به واقعیت های پیشینی است.

در اینکه شهودهای ما ممکن است در برخی موارد اشتباه باشند نمی توان شک کرد. برای حفظ شهود در فلسفه و به کارگیری آن باید معیاری ارائه شود تا بتوانیم شهود صحیح را از شهود غلط تشخیص دهیم. برخی معیارهایی که در این زمینه ارائه شده اند نتوانسته اند مورد توافق قرار بگیرند. به عنوان مثال یکی از معیارها که برای پذیرفتن یک شهود به عنوان شاهدی قابل اتکا ارائه شده است میزان اطمینان فیلسوف به شهود خود است. معیار دیگری که در این زمینه ارائه شده است گفت و گوی دائم بین فیلسوف ها است تا بدین شکل شهود به کار رفته مورد ارزیابی قرار گیرد و از قابل اتکا بودن شهود خود اطمینان حاصل کنند.

به آثار زیر برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید

Bealer, G. (1998). Intuition and the Autonomy of Philosophy.

Lynch, M. P. (2006). Trusting intuitions. Truth and realism, 227-238.

Sosa, E. (1998). Minimal intuition.


Williamson, T. (2004). Philosphical ‘Intuitions’ and Scepticism about Judgement. dialectica, 58(1), 109-153.

نقد و بررسی کتاب «مکتب تفکیک» نوشته محمدرضا حکیمی

اگر فردی بخواهد به فهمی از کتاب مقدس دینی که چندین سده پیش نگاشته شده دست پیدا کند، چه باید بکند؟ باید آن را بخواند. اگر فردی بخواهد به...