Saturday, March 28, 2015

گفت و گو بین چهارنفر: حق با من است؛ تو اشتباه میکنی



تیموتی ویلیامسون، فیلسوف برجسته انگلیسی، کتابی با عنوان « گفت و گو بین چهارنفر: حق با من است؛ تو اشتباه میکنی» نوشته که همانطور که از نام آن بر می آید، چهار نفر در این کتاب با هم گفت و گو دارند و دچار اختلاف نظرهایی هستند. سارا، یکی از این چهار نفر، نماد علم گراها است، از نظر وی تنها معرفت علمی مهم است، و همه چیز را باید از دریچه علم نگاه کرد. زک، یکی دیگر از این چهارنفر، یک نسبی گراست که فکر میکند هیچ گونه امکانی برای حقیقت مطلق در هیچ زمینه ای وجود ندارد، نماد پست مدرن هاست. نفر دیگری از این چهار نفر، باب، شخصی است با اعتقاد به جادو و جمبل، به خرافه های بسیاری باور دارد، باب نماینده گروهی از جوامع انسانی است که چنین باورهایی دارند. و نفر چهارم، رکسانا است، شخصی که او مدافع تمام عیارعقلانیت است، و بر این باور است که تنها با مرکزیت قائل شدن برای عقل است که میتوان مشکلات را حل کرد، و با اتکا به منطق و استدلال سعی دارد تناقض ها و تعارض های هر یک از این دیدگاهها را بررسی کند، به احتمال زیاد رکسانا صدای خود تیموتی ویلیامسون در این کتاب است (با توجه به مواضع فلسفی تیموتی ویلیامسون در دیگر آثارش).

این چهار نفر در یک سفر در قطار با هم هم مسیر می شوند، هر یک در بخشی از داستان وارد داستان می شود، رکسانا نفر آخری است که وارد قطار می شود. اختلاف نظرهای این شخصیت ها بر سر مسائلی است که دست کم مصداق های این مسائل برای همه ما در زندگی معنادار است. نسبی گرایی، مطلق گرایی، منطق، ارزش ها، دانش، معرفت، خرافه از جمله محورهای این گفت و گو ها هستند. از جمله سوال هایی که مطرح می شود می توان به «نسبی بودن/نبودن اخلاق در جوامع مختلف»، «آیا تنها معرفت ما از جهان خارج از طریق روش های علمی به دست می آید»، «آیا منطق هم ساخته بشر است»، اشاره کرد. در عین معرفی خواننده به این مسائل اصلی و بررسی قوت و ضعف های رویکردهای متفاوت، استفاده از زبان ساده و طرح مسائل روزمره باعث شده است که این کتاب حالت تخصصی نداشته باشد، و افرادی که با فلسفه آشنایی تخصصی ندارند نیز می توانند از این کتاب بهره ببرند.
در زمان ما دسترسی به اطلاعات بهبود قابل توجهی یافته است ولی با این حال دقیق خواندن و فکر کردن همچنان مانند زمان های گذشته دشواری های خودش را دارد، برای بهبود یافتن قدرت اندیشه ورزی و استدلال کردن خواندن این کتاب میتواند شروع خوبی باشد. در این کتاب علم گرایی (رویکردی که معرفت علمی را تنها منبع معرفت می داند)، خرافه پرستی، و پست مدرنیسم، سه رویکردی هستند که هر یک به سهم خود در ورطه سخنان غیرعقلانی فرو می روند.

پست آخر.

اوراق شعر ما را بگذار تا بسوزند لب های باز ما را بگذار تا بدوزند بگذار خون ببارد از روی سینه ما روزی شکفته گردد گلهای کينه ما