Wednesday, October 29, 2014

آلیس و پینوکیو سرمشق مخاطب نیستند!

آلیس و پینوکیو سرمشق مخاطب نیستند!
منتشر شده در پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان/شماره 25
نویسنده: آن لوکاس
مترجم: زهیر باقری نوع پرست

ارزش «ماجراهای پینوکیو» (1883) در کشور ایتالیا، مانند ماجراهای «آلیس در سرزمین عجائب » (1865) در انگلستان است. دو شاهکار برجسته و مهم ادبیات کودک در سطح ملی در قرن نوزدهم. کتاب­هایی کلاسیک که اثری زایل نشدنی بر فرهنگ والدین و نیز کودکان گذاشت.
هر دو کتاب، در روزگار خود، موفقیت فوق­العاده­ای به دست آوردند و از زمان نگارش همواره زیر چاپ بوده و در سراسر دنیا ترجمه شده­اند. هم چنین، به آثار بیشماری دیگری روی صحنه، در فیلم، در تلویزیون، الهام بخشیده-اند و محصولات متنوعی، به تأثر از آن­ها خلق شده است. هر دو شخصیت اصلی، به عنوان الگوهایی نمادین از فردگرایی در دوران کودکی، جایگاهی اسطوره­ای به دست آورده­اند. هر دو داستان را می­توانیم به اصطلاح «محوری» بدانیم. چون اولاً بیانگر گسستگی ناگهانی از سنت دیرینه در نگارش برای کودکان­اند و اکنون به عنوان آثاری کلاسیک در نظر گرفته می­شوند و ثانیاً مسیری کاملاً تازه به سوی ادبیات قرن بیستم و مدرنیسم گشوده­اند.
نویسندگان این کتاب­ها، لویس کارول و کارلو کولودی (هر دو نام مستعار)، به طور غالب به دنیای فعالیت­های روشنفکرانه‌ی بزرگسالان تعلق داشتند. ولی به سبب آثار کلاسیک­شان در زمینه ادبیات کودک، برای نسل­های آینده شناخته شده­اند.
بدون شک بین این دو نویسنده و این دو کتاب، شباهت­های زیادی وجود دارد. البته کولودی، بیستر تحت تأثیر شیوه جدید نگارش طنزآمیز برای کودکان بود (که در ایتالیا به عنوان سبک «انگلیسی» توصیف می­شد) با وجود این، صدای او، هم­چون صدای کارول، از لحاظ قدرت بی نظیر است و این صدای یک اصلاح­گر آگاه است.
هر دو نویسنده، صنعت آموزش در کشور خود را پیش برده­اند. از طرفی، در حالی که تحلیل «آلیس» امری شناخته شده در بریتانیا است، «پینوکیو» معمولاً با دقت کمتری مورد بررسی قرار گفته­ است. بنابراین هر چند بحث در مقاله حاضر، از طریق مقایسه­های کارولینی صورت گرفته، کانون توجه ما کولودی و عروسک اوست.[1]
در ایتالیا نیز مثل انگلستان، سنتی کهن از داستان­های اخلاقی و آموزشی وجود داشته که در کتاب­های کودکان آشکار شده است[2]. هدف والای اخلاقی این داستان­ها در ایتالیا، با تفکر پیشرو آموزشی و نقش فعال کشیش­ها  و احساس تعهد به وجود آمده توسط جنبش «ریسور جیمنتو» (Risorgiento) برای استقلال و اتحاد، تقویت شد. این قصه­ها که عناوینی نظیر «بچه خوب» و «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» [3] داشتند شخصیت­هایی را به نمایش می­گذاشتند که بیشتر به بزرگسالان قیم خود شبیه بودند. برای مثال در donnine  omini e  (مردان و زنان کوچک) یا کودکان الگو تصویر شده بودند. به سال 1875، قصه­های ماجراجویانه فرانسوی و سبک انگلیسی طنز «بی معنی» هر دو به خوبی در ایتالیا شناخته شده بود. در همین زمان، ترجمه «افسانه­هایی از پرالت» (Perrault) به زبان ایتالیایی، توسط کارلو کولودی و نیز نوشته یک زن، تحت عنوان «خاطرات یک جوجه» که زندگینامه خود نوشت یک حیوان انسان گونه بود، نقطه عطفی محسوب می­شد.[4] این پیشرفت­ها از تخیل آزاد و قدرت تازه­ای در نوشتن برای کودکان و درباره آن­ها حکایت می­کرد.
نوآوری فوق­العاده تأثیرگذار و چشم­گیری در کار لوئیس کارول و کارلو کولودی بود که به قهرمانان شاهکارهای­شان اجازه می­داد تا از کنترل والدین رها شوند و در مبارزه با عقل رایج آزاد باشند و به روش­های مخالف هنجارهای معاصر در ادبیات و زندگی رفتار کنند. انتخاب یک دختربچه، توسط کارول، شاید به صورت اتفاقی به این رویکرد تازه به کودک کرده باشد. ولی عروسک کولودی حتماً و عمداً وسیله­ای آزاد کننده و توانبخش بوده است. رؤیای یک عروسک سخنگو و متحرک با اراده آزاد، رفتارهای غیر قابل تصور این کودک را ممکن ساخت. هر دو شخصیت به سبب زندگی در دنیاهای غیر معمولی، از قید و بندها آزاد شده­اند. عروسک از دنیای خیالی تئاتر، به جهان واقعی فرار کرده و دختر کوچک از واقعیت، به رؤیا گریخته است. استفاده از کلمه «ماجراهای» در هر دو عنوان، طبیعت خلاق این داستان­ها را مشخص می­کند. به جای گم شدن در دنیای عجیب، به مانند یک افسانه سنتی، آلیس و پینوکیو، کنجکاوانه می­روند تا با تجربیات جدید مهیجی رویارو شوند.
آلیس و پینوکیو، هر دو فردیت خود را با عرضه کردن اساسی­ترین ویژگی­های خود، در اولین لحظه حضورشان در داستان ثابت می­کنند. اولین حرف پینوکیو که به یک بزرگسال گفته می­شود «نکن» است که از اعمال و تصمیم­های آن بزرگسال سرچشمه می­گیرد. او یک تکه چوب بیشتر نیست، ولی می­گوید این قدر محکم به من ضربه نزن و یا وقتی که نجار، کار خود را شروع می­کند، می­گوید: آی، تو به من صدمه می­زنی.[5]
به زودی این قطعه چوب، نجار را با فریاد کردن لقب او مسخره می­کند و او را وامی­دارد که از رنده کردن دست بردارد. عروسک آینده، از پیش، یک یاغی گستاخ است که از خود دفاع می­کند و هیچ احترامی برای بزرگترهای خود قائل نیست. آلیس ابتدا خود را به نحوی شایسته، با ارائه یک ایده جالب، به خواننده نشان می­دهد، « آلیس پیش خود فکر کرد، یک کتاب بدون تصویر و گفت و گو چه فایده­ای دارد؟[6]
پینوکیو می­پرسد چه اتفاقی برای وی می افتد و آلیس، از ماهیت چیزی می­پرسد که خواهر او را تسخیر کرده است. مسئله مربوط به پینوکیو، موقعیتی فیزیکی و مسئله مربوط به آلیس، فعالیتی فکری است. هر دو شخصیت قبل از ورود به دنیای ناآشنای ماجراهای خود، ماهیت­شان را بیان می­کنند. این یگانه فکر آلیس در دنیای واقعی، درست قبل از رؤیای اوست. پینوکیو که در رحم چوب، چمباتمه زده، هنوز به هستی واقعی روزمره نیامده است. وقتی که آلیس در دنیای خود غرق می­شود، می­کوشد فعالیت ذهنی خود را حفظ کند. او نوعی کنجکاوی درباره اشیای پیرامون خود و نظریاتی درباره مقصد جغرافیایی­اش دارد.[7] آلیس از روی عادت کودکی، پرسشگر است و افکار او مدام به خواننده گزارش می­شود. گویی خواننده نیز علاقه مشابهی به حوادث عجیبی دارد که او با آن­ها برخورد می­کند (ما می­دانیم پینوکیو چه می­گوید و چه احساسی دارد، اما نمی­دانیم چه فکر می­کند) . آلیس حتی در واقعیت ساحل رودخانه، از روی اجبار، سنت را نمی­پذیرد و سفر به دنیای ناواقعی، وی را از قید و بند هر روزه خلاص می­کند. او به دلیل احساس غربت و تنهایی، دختری جسور بار آمده و بنابراین، الگوی فکری او از همان گذشته­ها، شکلی نامتعارف، شکاکانه و خلاق پیدا کرده است. «آلیس شروع به فکر کرده بود که چیزهای خیلی کمی وجود دارد که واقعاً ناممکن باشد»[8] او حالا می­تواند آزادانه فکر کند و هر آن­چه دوست دارد، در دنیای خصوصی خود انجام دهد و اساسی­ترین ادراکات هستی را زیر سوال ببرد : «ولی اگر من همان قبلی نیستم، سوال بعدی این است که در این دنیا، من که هستم؟»[9]
آلیس با دنیای فیزیکی، به صورت تجربی و فکری برخورد می­کند: « من هر گاه چیزی می­خورم یا می­نوشم، می­دانم «چیز» جالبی، حتما اتفاق خواهد افتاد. پس من فقط می­خواهم ببینم این بطری چه می­کند.»[10]
او ماجراهای خطرناک فیزیکی را نه فقط برای ماجراجویی صرف، بلکه برای این انجام می­دهد که آن­ها ذهن را بر می­انگیزند. آن­ها «جالب» هستند. او در تجربه قارچ کنترل شده‌ی خود، روشمند است.[11]
آلیس جرأت تحقیق علمی را از طریق روش­های «خودبسنده» بروز می­دهد. او شجاعت فیزیکی و نیز ذهنی دارد، در حالی­که در مقابل، پینوکیو این اجازه را دارد که گونه طبیعی و مبالغه­آمیزی از یک کودک طبیعی و غیر کامل باشد. او به نحو نابخردانه­ای جسور است و مدام دچار وحشت و حیرت می­شود. در حالی­که یک کودک معمولی وحشت خواهد کرد (و پینوکیو جیغ خواهد کشید و گریه خواهد کرد)، ذهن پرسشگر آلیس، جسور باقی می­ماند. آلیس در حالی­که در چنگال مرگ است، دوست دارد تظاهر به این بکند که دو نفر است، به این ترتیب که با خود بحث علمی می­کند و نقش هر دو طرف مباحثه را خودش بر عهده می­گیرد: « ابتدا در طرفی صحبت می­کند، سپس در طرفی دیگر.»[12]
در حالی­که او به هویت و ماهیت پژوهش تجربی توجه دارد و به نظر می­رسد که مقررات بحث آموزشی را زیر سوال می­برد، صحبت او با کرم ابریشم به دشواری پیش می­رود. آلیس که مدام در تضاد قرار دارد، یکباره تردید می­کند، ولی درست به موقع، روح مستقل و انعطاف­پذیر او، برای چالش­های بعدی درباره موضوع هویت کبوتر، آماده می­شود.[13]
این شک و تردیدها، هیچ شباهتی به موقعیت یک کودک نمونه ندارد که می­داند دقیقاً کیست و چشم بسته، منتظر راهنمایی بزرگ­ترهاست. چنین کودکی برای این که بداند چه باید بکند و از کارهای خطرناک بپرهیزد، فقط باید چشم به دهن بزرگسالان بدوزد. در مقابل، آلیس « جواب سر بالا می­دهد،» و از والدین خود بازجویی می­کند و این والدین، شامل کسانی هم می­شود که به نحوی در موضع قدرت هستند. او برای این­که گم نشود، پیوسته از قورباغه‌ی خدمتکار داچس سوال می­کند که چگونه باید به خانه برود. هنگامی که در خانه است مصر می­شود که درباره خندیدن گربه تحقیق کند و به رغم نکوهش صریح داچس، به کارش ادامه می­دهد.[14]
با توجه به معیارهای عادی اجتماعی، آلیس گاهی پررو می­شود و هیچ گونه تشکری از بزرگسالان نمی­کند؛ به خصوص آن­هایی که در زمینه فکری، راهنمای او بودند.
کودکان سرمشق، با توجه به اینکه نقش­های خود را هرگز مورد سوال قرار نمی­دهند، هیچ تردیدی هم درباره اعمال خود ندارند. آنها یا می­دانند که کجا باید بروند و یا از تعلیمات والدین پیروی می­کنند. اما آلیس، در اولین صحبت خود با گربه چشایر (Cheshire cat)، نه فقط درباره مسیر خود نامطمئن است، بلکه انعطاف ناپذیر است و می­تواند درباره انتخاب­های جایگزین، تأمل کند. درست همان­طور که درباره بدن خود، به فکر فرو می­رود. او پیوسته در حالت پرسشگری است، ولی این قابل بررسی است که وی نقطه مشترکی با کودکان سرمشق دارد که آرزو دارند به گنجینه معلومات خود بیفزایند. تفاوت در این است که او در دقیق بودن جواب­ها شک می­کند:
«آلیس گفت : تو از کجا می دانی که من دیوانه­ام؟»
گربه گفت: « باید باشی اگر نبودی که اینجا نمی­آمدی.»
آلیس، هیچ فکر نمی­کرد که بتواند حرفش را اثبات کند، با این حال ادامه داد« تو از کجا می­دانی که خودت دیوانه نیستی؟»[15]
آلیس، همه چیز و همه کس را زیر سوال می­برد. درست مثل بقیه شخصیت­ها که مدام با وی مقابله می­کنند و فرایندهای ذهنی وی را مورد سوال قرار می­دهند. مارچ هیر(March Hare) می­گوید: « پس تو باید بگویی منظورت چیست» و آلیس می­گوید که منظورش را گفته: « دست کم آن­چه را می­گویم می فهمم» سپس، همراهان غیر منطقی چای خور او، ثابت می­کنند که منطق او اشتباه است.[16]
در واقع نویسنده، خواننده را برای یک نبرد عقلی به مبارزه دعوت می­کند تا نسبت به کلماتی که با آن­ها بازی می­کند، بینش روشن­تری بیابد، (برای مثال، درباره زمان کشنده و زمان غلبه کننده) که یک صنعت برجسته است که کولودی و کارول، به صورت مشترک از آن برخوردارند.
تمایل چشمگیر آلیس، به پرسش و پژوهش، عمدتا ریشه در شکاکیت وی دارد. او در ساختمان وجود خود، ذهن یک دانشمند را دارد و این حس، هر لحظه از طریق برخورد با شخصیت­های نامعقول سرزمین عجائب، تحریک و تشدید می­شود. بازی خلاق آلیس با کلمات و اندیشه­های محتمل، خواننده را به سمتی می­کشاند که وارد همان گونه فکر پرسشگرانه شود که آلیس، خود به نمایش می­گذارد. خواننده بعدا در فرآیند انتخاب نکردن نقش کودک سرمشق و مطیع، احساس می­کند شریک جرم است و آلیس و خواننده، هر دو شورشگرانی خود‌رأی و شکاک می­شوند، در حالی که آلیس، از لحاظ اجتماعی عادی می­نماید، از لحاظ فکری غیر عادی جلوه می­کند. موفقیت او، بیانگر یک ذهن شورشگر و ماجراجوست.
از سوی دیگر، پینوکیو، در سرتاسر ماجراهای خود، در برابر پرورش ذهن خود مقاومت می­کند. او دقیقاً ضد کودکان سرمشقی است که در داستان­های اخلاقی و آموزشی، تن به یادگیری می­دهند. او تقریباً هیچ گاه به خواست خود، به چیزهای که توسط والدین دلسوز، برنامه­ریزی شد، گردن نمی­نهد، و بیش از هر چیز، از آموزش امتناع می­کند و از آن می­گریزد (این در مقابل پسران نیمه سرمشق نیمه طبیعی، در داستان­های اخلاقی گذشته کولودی است).[17] پینوکیو از علاقه خود به خوش گذرانی و نیز تصمیم خود برای کار نکردن، دفاع می­کند. در یک مرحله، او به خاطر پری، سخت مطالعه می­کند و این قسمت نامتعارفی است که فاجعه­آمیزترین لغزش، پس از آن رخ می­دهد.
پینوکیو فقط پس از این­که تجربه­های زیادی می­اندوزد و به بلوغ می­رسد، به پیشرفت فکری که همیشه مصرانه آن را رد می­کرده علاقه­مند می­شود و به اختیار خود، دنبال آن می­رود.
شورش پینوکیو، اغلب حالت فیزیکی پیدا می­کند. اولین قسمت از بدن عروسک (پینوکیو) که تراشیده می­شود، چشم وی است که گستاخانه، حرکات نجار را نظاره می­کند. پس، از خودش دفاع می­کند و تن به طراحی ژپتو در نمی­دهد. به این ترتیب، تمام قسمت­های عروسک به خواست پینوکیو درست می­شود، دهان وی می­خندد و مسخره می­کند  زبانش را بیرون می­آورد. دست­های تازه وی، کلاه گیس سازنده خود را می­قاپد و به محض این­که عروسک، صاحب پا می­شود، به سمت دنیای بزرگ فرار می­کند تا از کنترل دلسوزانه سازنده خود خارج شود. این داستان، رشته­ای از فرارهاست. او غالبا از واقعیت، به قلمرو خیال پرواز می­کند. در حالی­که آلیس می­کوشد راه خود را به سمت مقصدی پیدا کند، پینوکیو همیشه در حال فرار است. وقتی هم که فرارهای او از درس و آموزش نیست، معمولاٌ از قانون فراری است.
پینوکیو همانند آلیس، خودرأی است و حتی لجوج­تر. ولی او در جهل خطرناک خود، خوش است! او متفاوت با آلیس، خودجوش است، استقلال و مخالفت او با بزرگ­ترها به گونه­های فیزیکی و با افکار و ایده­هایی که مورد بحث قرار می­گیرد، اظهار می­شود. در حالی­که کارول، شکاکیت شورشگرانه آلیس را در زمینه­ای فکری قرار می­دهد. چارچوب کولودی، برای استقلال متهورانه (و خودخواهانه) پینوکیو، اخلاقی و روانشناسانه است. ملخ سخن­گر وارد داستان می­شود تا حالت آشکاری به چارچوب اخلاقی بدهد و همین­طور به معایب علمی بد بودن:
« وای خدا به داد کودکانی برسد که علیه والدین خود شورش می­کنند و فکر فرار از خانه را به ذهن خود راه می­دهند. آن­ها هیچ گاه در زندگی خود موفق نیستند و دیر یا زود، از آن­چه کرده­اند، پشیمان خواهند شد.»[18]
در همان موقع ملخ، در حال آشکار ساختن مشخصه مهم پینوکیو، برای خواننده است و خواننده با او همدردی می­کند. خواننده به عروسک شیطانی می­خندد که یک شورش‌گر بی ملاحظه است و هر چه را که والدین دارای احساس مسئولیت توصیه می­کنند، مسخره می­کند.  اگر آلیس در صحبت کردن با غریبه­ها، محتاط و سرد است، در عوض پینوکیو، ساده لوح است و به راحتی قربانی عقیده بدخواهانه «بزرگسالان» آشنا، غیر مسئول و نامطلوب می­­شود. پاسخ­های اخلاقی او، همگی با ملزومات عقل در تضادند.[19]
روی هم رفته، هر چند او می­تواند هم احمق و هم بدجنس باشد، اما این شبه کودک، در تمام مدت اساسا پسری با محبت، خوش ذات، و خوش نیت معرفی می­شود. او نه بد، بلکه خودرأی است و این مفهومی متفاوت با مفاهیمی است که در زمینه کودکان سرمشق و شریکان جرم آن­ها مطرح است (شاید نوع دیگر « پسر خوب- بد» قصه­های مربوط به اقیانوس اطلس، و مطمئناً انعکاسی از پیچیدگی حقیقت).[20]
این قابلیت- به خود متکی بودن و روح ماجراجویی- نسبتا خوبی است که پینوکیو را به سمت خطر می­کشاند. به هنگام قرار گرفتن در مشکلات، غالباً علائق عملی و خود محورانه­ای مانند گرسنگی و ترس است که پینوکیو را به یاد ملاحظات اخلاقی می­اندازد.
«ملخ سخن­گو درست می­گفت: شورش علیه بابام و فرار کردن از خانه یک اشتباه بود ... اگر بابام اینجا بود، من الان این جور از خمیازه کشیدن نمی­مردم! آه گرسنگی چه مرض بدی است!»[21]
با این حال، او در نشان دادن انگیزه­های اخلاقی کاملا بشردوستانه خود، تواناست؛ مانند وقتی که او بی­پروا، به درون دریای طوفانی می­رود تا «پدر» خود را از غرق شدن نجات دهد.[22]
پینوکیو، از دست حوادث پر خطر فراوان و  موجودات خطرناک زیادی جان سالم به در می­برد. خطر اغلب فیزیکی و بسیار بزرگ هستند؛ از گرسنگی مردن، سوختن، از دار آویخته شدن، غرق شدن، در تله افتادن و زندان شدن و این خطرها به طور وحشتناکی ممکن به نظر می­رسد. این با قضیه آلیس متفاوت است. با این­که او نیز با خطر و ناراحتی مواجه می­شود، خواننده از غیر واقعی بودن باخبر است و هیچ گاه باور نمی­کند که او در یک خطر فیزیکی جدی قرار گیرد. خطر اصلی همان تصور او از واقعیت و توانایی او برای استدلال کردن است. به سبب قدرت بالای کولودی، در ترکیب واقعیت و تخیلات، ترس اصلی کودکی که در حال خواندن پینوکیو است، این است که نکند پینوکیو در یکی از تصادفات بمیرد. در سطح عمیق­تر، حادثه برای خواننده بالغ، از این قرار است که این عروسک، بالاخره مجبور می­شود یک مبارزه فکری انجام دهد: چیزی شبیه به آلیس. هر چند پینوکیو بیشتر به حالت نمادین عرضه شده است. بعد از پنج ماه بازی لاینقطع (و بی توجهی کامل به درس­هایش)، در یک نوع جهنم خوش، او به یک الاغ تبدیل می­شود. یک نوع کیفر دانته­ای برای کسی که به خواست خود و به شکلی غیر اخلاقی، موهبت ذهن بشری را پس می­زند.[23]
کولودی می­خواهد بگوید که ما در قبال خود و دیگران و جامعه وظیفه داریم که ذهن خود را تربیت کنیم و صد البته، وقتی پینوکیو با اخلاق و مسئولیت­پذیر می­شود، به سرعت یاد می­گیرد که به یادگیری عشق بورزد، همان ویژگی که آلیس از ابتدا آن را داشت.[24]
سازنده پینوکیو، به مانند خودش شورشی است. این یک داستان اخلاقی وارونه است. پینوکیو کودکی نیست که به خاطر بازی با آتش، تا سرحد سوختگی مرگبار برود. با وجود تمام عصیانگری، سرانجام جبران می­کند؛ او هم اخلاق را آموخته و هم ارزش­های فکری را از ماجرا و سرگذشت خود دریافته است. در حقیقت کولودی، شاید همراه با اندکی تردید، مبلغ روسو باشد؛ سفری به سوی بلوغ از طریق تجربه (منظور کتاب امیل است).
داستان پینوکیو، از چندین سنت متفاوت سرچشمه می­گیرد. این داستان می­تواند یک افسانه نو شده باشد همراه با اخلاقیات عادی که به آن افزوده شده.[25] در غیر این صورت، اقتباسی بدعت گذارانه از داستان­های اخلاقی کودکان، همراه با شخصیت­های سرمشق آن است که به محدوده­های کاملاً تفاوت ادبیات برده شده و به صورت آمیزه­ای درآمده است. در این دیدگاه، رفیق بیچاره اهل پرالت (Perrault) همراه با «فرشته» و «غول آدم کش» جای والدین طبقه متوسط نوکیسه را می­گیرند. مخاطره­های خیالی عجیب در درون شکم نهنگ، بر پشت کبوترهای درحال پرواز و با مارهای دودی، که از شوالیه فکاهی آریسوتو (Arisoto) بیرون می­آیند، از زیاده­روی بارون ماچزون راسپ (Baron manchuzen Rasp ) و حتی شاید از ماجراجویی­های امروزی به روش ژول ورن (Vern) سرچشمه می­گیرد. حیوانات سخنگوی موذی که از ایزوپ (Aesop) به در می­آیند، دستاورد لافونتن (Ia fontaine) هستند.[26] اما درباره خود عروسک ناالگو، چه می­توان گفت؟
بر عکس تصور غلط عامه آنگلوساکسون­ها، پینوکیو یک اسباب بازی نیست، بلکه یک عروسک تئاتری است که از سنت تئاتری ( commedia dell Arte) سرچشمه گرفته است. ژپتو می­خواهد سفر کند و توسط عروسک خود لقمه نانی به دست آورد.
«برادران و خواهران» چوبی در خیمه شب بازی فصل 10 که هارلکوین (Harlquin) را هم شامل می­شود، او را یکی از خود به حساب می­آورند. این از اهمیت کمی برخوردار نیست، بلکه یک عروسک اسباب بازی برای بازی اختصاص یافته، در حالی که یک عروسک تئاتری، برای کار کردن ساخته شده است.
برای بیش از سی سال، آیین روزنامه نگاری مخصوص بزرگسالان در سبک نوشتاری، زیر سلطه سبک نگارش کولودی بود. وانگهی، تعهد عمیق او نسبت به ملیت ایتالیایی در هجونویسی اجتماعی سیاسی او آشکار است.[27]
او همچنین احساس مسئولیت خود را در علاقه­مند کردن عامه مردم نسبت به تئاتر، با نوشتن بازی­ها و خرواری از نقدهای تئاتری نشان داده بود. او در سنت و تمرین­های تئاتری غرق شده بود و در این زمان، روایت تئاتر عروسکی سنت تئاتری (Commedia dell Arte)، هنوز جاذبه زیادی داشت. پرشوری و بذله گویی و شورش­های وقیحانه پینوکیو، از این سنت می­آید که معنای ضمنی اجتماعی- سیاسی دارد و نشان می­دهد که کولودی، یک دموکرات دلسوز بود. این تئاتر مردم بود که در کوی و برزن اجرا می­شد و در آن شخصیت­های حقیر، جرأت و استقلال خود را علیه تمام سختی­ها، در یک دنیای نابرابر اظهار می­کردند و قهقهه سر می­دادند. «ماجراهای پینوکیو» پر از تملیحات و تکنیک­های تئاتری است. سنت تئاتری (Commedia dell Arte)، نه تنها منشأ سبک لباس پوشیدن پینوکیو است، بلکه منشأ شخصیت او هم هست، با گرایش به ناکامی­های فیزیکی (دلقک بازی) که به روحیه با نشاط و طنزآلود و انعطاف ناپذیر او وابسته است، روحیه ابر مرد کوچکی که برای خود دردسرساز می­شود، ولی از دست تمامی تجاوزها و ستم­ها جان سالم به در می­برد.
لوئیس کارول هم به طور مشابه، در برخی آثار خود، شامل  coups de theatre و نیز در آلیس، از روش تئاتری استفاده می­کند. ولی آلیس و پینوکیو، ماهیت و ذات خود را به عنوان کودکان ضد الگو، از فرهنگ­ها و موضوع­های مختلفی دریافت کردند. آلیس زاده سنت علمی رسمی و در عین حال شک­گراست و پینوکیو، از لذت­گرایی عامه پسند مرزشکن سرچشمه می­گیرد. در اینجا تفاوتی طبقاتی وجود دارد. آلیس از طبقه حرفه­ای متوسط است و مانند یک کودک عادی الگو، در حالی که پینوکیو یک فقیر در حال جنگ است. بدیهی است که دنیا برای پینوکیو، بسیار خصمانه باشد. او باید بجنگد تا زنده بماند، حتی اگر تحت مراقبت امن ژپتو باقی بماند. آلیس بر روی زمین مصونیت و راحتی دارد. پس دادگاه­های وی غیر منتظره هستند و بیشتر برای او بهت­آورند. این دادگاه­ها توسط اعضای ظاهراً فرهیخته­تر نظام اجتماعی تشکیل می­شود و هر چند آلیس، همیشه به آن­ها احترام نمی­گذارد. درست مثل خواننده پینوکیو که دعوت می­شود به شخصیت­های مقتدری از طبقه متوسط، مثل دکترها و قاضی­ها، احترام نگذارد.[28]
آلیس فعالانه در پی آموختن و فهمیدن است و در این حین، مدام می­پرسد و شک می­کند و برداشت­های خود را از مسائل به زبان می­آورد.
پینوکیو پیوسته از فراگیری علم و کار فکری فرار می­کند و یادگیری او در واقع، رشته­ای از درس­هایی است که از تجربه­هایش در مدرسه زندگی حاصل می­شد. شگفت این­که کار آشفته پینوکیو که مانند این است که همیشه از ماهی­تابه به درون آتش می­یرد، به سامان قابل احترام و مسئولانه­ای می­انجامد، در حالی­که پژوهش­های علمی آلیس، به آشفتگی ختم می­شود. البته در هر دو مورد، بسته بودن، کمتر از مواجهه مکرر بین فرد و دنیای اطراف اهمیت دارد. هر کدام نوعی بی توجهی تردیدآمیز دارند که پیام اصلی داستان­ها را تشکیل می­دهد. هر دوی این ماجراجوهای جوان، جرأت آن را دارند که خود و نیازهایشان را برای این­که کودکانی مستقل، غیر معمول و ناالگو باشند، بیان کنند. با این حال و با این­که تجاوز، سنت­شکنی، استقلال و خیانت برای هر دو نویسنده مهم است، تفاوت اساسی آن­ها شخصیت کودک را در ادبیات کودک، از صراحت و کنترل فلج کننده­ای که در نوشته­های مقدم بر آثار آن­ها رایج بود، آزاد کردند. ولی مقصود اصلی کارول، فکری و مقصود کولودی، اخلاقی و روان‌شناسانه بود.
منابع:
لوئیس کارول، ماجراهای آلیس در سرزمین عجائب و «بین شیشه شفاف»، ویرایش همراه با مقدمه و پانوشت توسط  Roger Lancelyn Green انتشارات آکسفورد، 1982. کارلو کولودی، ماجراهای پینوکیو، ترجمه شده همراه با مقدمه و پانوشت توسط Ann Lawson Lucas انتشارات آکسفورد، 1996. آن لووسن لوکاس، ملل در دادگاه: موردهای آلیس و پینوکیو، در Ann Lawson Lucas, Nationhood in children s literature, 1997 Gunpowder and sealing- wax. 58-40  انتشارات Troubador





1-جزئیات مقایسه­ای بیشتر درباره کارول و کولودی، در مقدمه کتاب کارول کولودی «ماجراهای پینوکیو با ترجمه و مقدمه و یاداشت­های آن لوکاس( Ann Lucas ) آمده است. (آکسفورد و نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد، کلاسیک­های دنیا، 1996). صفحات 4و 5
2-اولین مجموعه (Novelle morali) داستان­های اخلاقی، در سال 1782 که توسط دانشمند و کشیش padre francesoo soave (1806-1743) منتشر شد، معمولاً به عنوان اولین کتاب کودک ایتالیا شمرده می­شود.
3-It buon fanciullo (1837( توسط cesare cantu نوشته شد. Fanciulli  و  Buoni esempi: Narratiui (1871) توسط Giulio tara نوشته شده است. او یکی از کشیش­های بسیاری است که در ایتالیای قرن نوزدهم، به آموزش متعهد بود.
4-کتاب I racconi dello fate که توسط کولودی نوشته شد (1875) شامل برخی افسانه­هاست که  Mesdames d’Aulnoy  و  Le prince de Beaumont آن­ها را گردآوری کرده و همین طور افسانه­های Charles Perrault را نیز دربرمی­گیرد (در سال 1697 منتشر شد). Ida Baccni یکی از زنان نویسنده ممتاز برای کودکان، به ویژه برای Lememorie di un pulcino شناخته می­شود. (1875). جوجه باکینی، مانند عروسک کولودی اجازه می­دهد که به نحو نامتعارفی با کودکان مواجه شود.
[5] - تمام نقل قول­ها از کتاب ماجراهای پینوکیو، نوشته کارلو کولودی برداشته شده است. همراه با مقدمه و زیر نویس توسط Ann Lucas (آکسفورد و نیویورک، انتشارات دانشگاه اکسفورد، کلاسیک­های دنیا، 1996). صفحه 1. از اینجا به بعد به طور خلاصه از آن تحت عنوان «پینوکیو» یاد می­کنیم. کتاب اصلی ایتالیایی آن، در سال 1883 توسط انتشارات paggi brothers در فللورانس منتشر شد. کولودی مانند کارول، نام مستعار است. نام واقعی نویسنده، کارلو لورنزینی بود. در ایتالیایی، نخستین حرف پینوکیو منفی است و مبارزه جویانه: Noa
2- تمام نقل قول­های آلیس، از کناب « آلیس در سرزمین عجائب» و «در آینه» نوشته لوئیس کارول آورده شده که توسط Roger Lanccly Green ویراستاری شد. همراه با پا نوشته­ها و مقدمه. (آکسفورد و نیویورک، انتشارات دانشکده آکسفورد، کلاسیک­های دنیا، 1982). یاد می­کنیم. این کتاب در سال 1865، توسط انتشارات Macmillan در لندن انتشار یافت.
1-       آلیس، ص 10 و 11
2-       آلیس، ص 13
3-       آلیس ص 18
4-       آلیس ص 32
1-       آلیس، ص 46
2-       زندانی شده در اتاق خرگوش سفید، او آن را منعکس می-کند: « این یک مقدار کنجکاو است» و درباره اینکه چه اتفاقی ممکن بود برایش بیفتد، بحث می­کند. آلیس، ص 34-33
3-       آلیس، ص 48-41
1-       آلیس، ص 53-51
2-       آلیس، 58-57
1-       آلیس، ص 61
2-       کولودی، یکسری  داستان­های آموزشی نوشت که در آن­ها، شخصیت کودکان معمولاً بیشتر طبیعی به نظر می­رسید تا آثار قبلی. با اثر Giannetino وی، که نگارش آن سفارش شده بود، در سال 1877 آنقدر موفق بود که با minuzolo  در سال 1878 ادامه پیدا کرد و هم چنین هفت جلد بعدی.

1-       پینوکیو، ص 12
2-       پینوکیو با رد کردن نصیحت حمایت جوی پیر (ژپتو) و توکای سفید، به راحتی طعمه غارتگری کلاهبردارها می­شود؛ روباه و گربه که می­خواهند پول او را بدزدند (فصل هفتم).

3-       کتاب ماجراهای پسر بد the story of a bad boy  در سال 1870 انتشار یافت. این کتاب توسط Thomas Bailey Aldrieh نوشته شد، در حالی که کتاب­های ماجراهای تام سایر و ماجراهای هاکلبری فین، نوشته مارک تواین، به ترتیب در سال­های 1876 و 1885 خلق شد.
4-       پینوکیو، ص 14
5-       پینوکیو فصل 13- بعدا او جوی پیر (ژپتو) را از شکم نهنگ، به سختی نجات می­دهد و او را بر پشت خود می­گذارد و تا ساحل شنا می­کند.


1-       در کتابInfemo دانته، تمام مجازات­ها برای روح­های ناپشیمان، دقیقاً مناسب گناه مرتکب شده تعیین می­شود. برای دانته، گناهانی که سوء استفاده از ذهن را ایجاب می­کنند، خیلی ناگوارتر از آن گناهانی بود که مستلزم تنبیه بدنی هستند.

1-       در بخش پایانی، پینوکیو، ابتدا کار می­کند تا مواظب «پدر» بیمار خود باشد، سپس یک کتاب ارزان بدون جلد می­خرد و خودش شروع می­کند به تمرین خواندن و نوشتن. ص 166
2-       در آخرین بخش، کولودی، سنت کهن افسانه­ای و نتیجه گیری اخلاقی را از طریق به دست دادن حداقل سه شیوه جایگزین، به استهزاء می­گیرد. این سه شیوه، توسط پینوکیو به صورت ضرب المثل بیان می­شود تا این­که سرنوشت روباه و گربه را بیان کند. ص 161. درس جدی تر برای قصه خود پینوکیو، در سطور پایانی، اظهار شده است: « وقتی بچه­های شیطان خوب می­شوند، قدرت این را دارند که تغییر جالبی در خانه، برای همه اعضای خانواده به وجود بیاورند. ص 169.
1-       لودویچو آریسوتوLodovico Arisoto ( 1533-1474)قطعه­ای در مورد انسان­هایی که در شکم غول دریایی افتاده­اند و در آن زندگی می­کنند، برای Orlando fiorso نوشت، اما تصادفاً کنار گذاشته شد. R.E.Raspe (1737-1794) داستان­های بلند خود را ابتدا در انگلستان به 1875 منتشر کرد که شامل قسمت­هایی درباره توصیف زندگی در درون شکم یک غول دریایی، برخوردهایی بر روی کره ماه و عقابی که از هوا ربوده شده بود. ماجراهای ورن (Verne) حدوداً از سال 1873 به زبان ایتالیایی ترجمه شد. Aespe و la fotaine هر دو قصه­هایی درباره روباه و گربه دارند.
1-       Carlo Lorenzini (کولودی) دو بار در جنگ­های استقلال ایتالیا، در 1848 و 1859 داوطلبانه شرکت کرد، و در بازگشت به فلورانس، در سال 1848 مقاله سیاسی- انتقادی  IIlampione را ویرایش کرد. در پینوکیو، قسمت­های مربوط به دکترها و قاضی­ها، در فصل­های (21و 22) مواجهه انتقادی او را با بی لیاقتی حرفه­ای نشان می­دهد. بنگیرید به مقاله
Nation on trail: the cases of Pinocchio and Alice Ann Lawson lucas in Gun powder and sealing – wax. Nationhood in children s literature, ed. A. Lawson Lucas (Market Harborough: Troubador publishing 1997.pp.49-58
مردان پزشک و حقوقدان، در سنت تئاتری Commedita DELL نیز به عنوان رذل و لوده در نظر گرفته شده­اند.
1-       در فصل­های 16 و 21. بنگرید به پی نوشته 27.

پست آخر.

اوراق شعر ما را بگذار تا بسوزند لب های باز ما را بگذار تا بدوزند بگذار خون ببارد از روی سینه ما روزی شکفته گردد گلهای کينه ما